English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


آبشار گیسوان و نسیم(بخش ششم) /گندم‌زاران خاموش
[داستان] «اگر آن‌چه را که «کامشاد اعتمادیان» بر زبان می‌آورد، اعتراف‌های شفاف کودکی‌ها و دیوانگی‌های نوجوانی بدانیم، در واقع باید به شکلی، آن ها را مرهون بارقه‌ی سوزنده‌ی نگاهی بشمریم که «نوشین‌دخت مغربی» در نخستین برخورد پیش‌بینی‌نشده‌ی خویش در منزل «فرید مسمایی»، آتش آن را به جان وی انداخته‌است ...


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۶:۱۲ ۸۷/۱۱/۱۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر