English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


«مجاهدت بزرگ»؟ ارزانى خودتان باد! / کارآن لاین
[ایران] نيروهاى آزاديخواه ايرانى بايد با شعارهاى «نه به جنگ براى اورانيوم»، «نه به فقر براى اورانيوم» و «نه به انزوا براى اورانيوم»، پاسخ دعوت به «مجاهدت بزرگ» را بدهند. اين جنگ مردم ايران نيست، جنگ امثال احمدى نژاد است که بايد بهايش را نيز خود آنها بپردازند

مردم ايران نبايد بهاى ماجراجويى هاى حکومت را بپردازند
«مجاهدت بزرگ»؟ ارزانى خودتان باد!

سهراب مبشری


نيروهاى آزاديخواه ايرانى بايد با شعارهاى «نه به جنگ براى اورانيوم»، «نه به فقر براى اورانيوم» و «نه به انزوا براى اورانيوم»، پاسخ دعوت به «مجاهدت بزرگ» را بدهند. اين جنگ مردم ايران نيست، جنگ امثال احمدى نژاد است که بايد بهايش را نيز خود آنها بپردازند

محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى اسلامى ايران در يکى از آخرين سفرهاى زنجيره اى خود به استانها، از مردم ايران خواسته است خود را براى آنچه او آن را يک «مجاهدت بزرگ» خوانده است آماده کنند. توضيحات بعدى وى در اين سخنرانى، حاکى از آنست که مراد او از چنين مجاهدتى، بهايى است که مردم ايران بايد براى ماجراجويى هسته اى حکومت بپردازند. اين از نخستين نشانه هايى است که دال بر روى آوردن رژيم جمهورى اسلامى از پراکندن خوش خيالى به دعوت به آماده شدن براى سختى ديده مى شود. تا پيش از اين، مسئولان حکومت به سياق بنيانگذار جمهورى اسلامى مى گفتند «آمريکا هيچ غلطى نمى تواند بکند» و در هر مرحله از سقوط ايران به ورطه انزواى بين المللى، گرفتار شدن به مرحله بعدى را منکر مى شدند. تا ساعاتى پيش از رأى گيرى شوراى حکام آژانس بين المللى انرژى اتمى مدعى مى شدند محال است روسيه و چين عليه جمهورى اسلامى رأى دهند، و تا همين چند روز پيش از راضى شدن روسيه به غنى سازى محدود در خاک ايران سخن مى گفتند، طرحى که وزير خارجه روسيه در ديدار با وزير خارجه آمريکا از اساس منکر وجود آن شد.
اما شدت بحران هسته اى ايران به حدى است که ديگر نمى توان منکر آن شد. از اين رو است که در کنار تبليغات خام کننده که کماکان ادامه دارد، فراخوان هايى براى «محکم تر بستن کمربندها» به رسانه هاى حکومتى راه مى يابد. خامنه اى در ديدار با اعضاى مجلس خبرگان براى آنکه بابت فاجعه اى که دارد رخ مى دهد از خود و حکومت سلب مسئوليت کرده باشد، گفته است «مشکل ما دشمن بهانه گير است» و افزوده است اگر هم جمهورى اسلامى در قضيه هسته اى عقب بنشيند، آمريکا به بهانه اى ديگر براى اعمال فشار به رژيم متوسل خواهد شد. احمدى نژاد نيز اکنون از «مجاهدت بزرگ»ى که در انتظار مردم ايران است بشارت مى دهد. انگار ٢۷ سال حکومت افراطيون مذهبى بر ايران، براى مردم ما چيزى جز «مجاهدت» و مصيبت به ارمغان آورده است! گويى اين ٢۷ سال، دوران استراحت و تفريح ايرانيان بوده است و آنان اکنون بايد آماده سختى شوند.
مردم ايران بيش از يک ربع قرن است تاوان ماجراجويى ها، ندانم کارى ها و جنايات حکام فعلى را با «مجاهدت» مداوم مى دهند. در همان سال نخست انقلاب، بنيادگرايان مذهبى که اتفاقاً اکثر آنان بعدها مدعى اصلاح طلبى شدند، صرفاً به منظور يک تصفيه حساب داخلى با نيروهاى ملى – مذهبى، بدعتى بسيار زشت در مناسبات ديپلماتيک گذاشتند و با حمله به يک سفارت خارجى که اعضايش با اعتماد به تضمينهاى امنيتى دولت ايران در تهران به سر مى بردند، ديپلماتهاى آمريکايى را به مدت نزديک به ١۵ ماه به گروگان گرفتند. آنچه پس از آن رخ داد، يادآور حادثه تاريخى کشته شدن فرستاده چنگيزخان مغول به دست خوارزمشاهيان و عواقب آن بود.
دولتى که اين چنين با فرستادگانش رفتار شد و تصادفاً قدرتمندترين دولت تاريخ بشر است، به تلافى اين نقض خشن سنن صدها ساله در امان دادن به سفرا و پيک ها، بلايى به سر ايران آورد که کشور ما هنوز از آن کمر راست نکرده است. اگر نبود گروگان گيرى ديپلماتهاى آمريکايى در آبان ١٣۵٨ و تداوم بيش از يک ساله آن، صدام حسين در تجاوز به ايران از پشتگرمى آمريکا و غرب بهره مند نمى شد و جنگ هشت ساله روى نمى داد. صدها هزار ايرانى قربانى آتش جنگ نمى شدند، آبادان و خرمشهر ويران نمى شد، اين همه معلول و آسيب ديده جنگى نداشتيم، اقتصاد ايران در معرض هشت سال لطمات جنگ قرار نمى گرفت و ...
از همان روزى که دانشجويان خط امام از ديوار سفارت آمريکا بالا رفتند تا کنون، مجاهدت از پى مجاهدت است که چون بلايى آسمانى بر سر مردم ايران نازل مى شود. از تحريم اقتصادى آمريکا گرفته تا لشکرکشى عراق به ايران، از اصرار بر ادامه جنگ پس از آزادى خرمشهر به مدت شش سال تا بحران اتمى، همه و همه ثمرات زهرآگين سياستهاى خانمانسوز رژيم فقها بوده است. مردم ايران براى چه اين مصيبتها را متحمل شده اند؟ براى آنکه آيت الله خمينى براى حذف ليبرالها از حکومت راهى بهتر از تنش زدايى در مناسبات با آمريکا نديد، براى آنکه بنيانگذار جمهورى اسلامى جنگ را «موهبتى الهی» مى دانست که در خدمت تحکيم قدرت اوست، براى آنکه جانشينان او به بمب اتمى همچون بيمه عمرى براى دولتشان مى نگرند. اکنون دوباره زمزمه «کمربندها را محکم ببنديد» بلند شده است. در افق تيره ايران، ابرهاى سياه تحريم اقتصادى يا حتى حمله نظامى آمريکا ديده مى شوند. بحرانى کاملاً اجتناب پذير در روابط جهانى ايران ايجاد شده است که مسئوليت اصلى آن بر عهده حکام ايران است، حکامى که اکنون دم از مجاهدت بزرگ پيش رو مى زنند.
کندذهن ترين اعضاى هيأت حاکمه ايران بر اين گمانند که شرايط کنونى ايران و جهان با ٢۵ سال پيش قابل مقايسه است و پيش خود حساب مى کنند همان گونه که رويارويى يک ربع قرن پيش ايران با غرب، در نهايت به سود حکومت ايران تمام شد، اين بار نيز تحريم هاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى و حتى بمباران تأسيسات هسته اى، صفوف ايرانيان را پشت سر حکومت منسجم تر، و رژيم را مستحکمتر مى کند. اما در حکومت، آنها که ذره اى واقع بينى دارند مى دانند که در سال ٢٠٠۶، نه از شرايط بين المللى آن زمان خبرى است و نه از اوضاع داخلى ايران در پايان دهه ۵٠ خورشيدى. اگر در شرايط جنگ سرد جمهورى اسلامى مى توانست ميان دو بلوک جهانى مانور دهد، امروز ديگر چنين نيست.
اگر از مهر ١٣۵۹ به بعد، صدها هزار جوان ايرانى داوطلبانه به ميدانهاى جنگ شتافتند، امروز جمهورى اسلامى بر نسل جوانى حکومت مى کند که در پاسخ به فراخوانهاى حکام خواهد گفت: «مجاهدت بزرگ؟ ارزانى خودتان باد!» امروز در ميان ايرانيان جوان، گوش شنوا براى اين سخن بسيار است که «تصور کن جنگ شود اما کسى به جنگ نرود». مردم ايران راضى نيستند بهاى مجهز شدن حکومت به غنى سازى اورانيوم را با «مجاهدت بزرگ» بپردازند، چه مى خواهد از نوع جنگ باشد چه از سنخ تحريم بين المللى.
رژيم نازى هنگامى که سرانش دريافتند نابودى رايش سوم حتمى است، وفادارترين پيروانش را در سالنى در برلين گرد آورد تا يوزف گوبلز وزير تبليغات براى آنان سخنرانى کند. گوبلز در اين سخنرانى از جمع حاضر پرسيد: «جنگ تمام عيار را مى خواهيد؟» هزاران نازى کف بر لب آورده، فرياد زدند «آری!» آنچه پس از آن رخ داد، نابودى شهرهاى آلمان زير آتش بى امان هواپيماهاى متفقين بود و اشغال خاک اين کشور توسط ارتشهاى آنان، که تنها حدود دو سال پس از سخنرانى گوبلز، به سقوط برلين انجاميد. هنگامى که هواپيماهاى انگليسى بارها در اين دو سال، منطقه صنعتى رور آلمان را بمباران کردند، در اين بخش از غرب آلمان، اين شعر حاوى نيش به برلين (واقع شده حدود ۵٠٠ کيلومتر به سمت شرق و دورتر نسبت به مبدأ پرواز انگليسى ها) رواج يافت:


lieber tommy, fliege weiter,
wir sind arme bergarbeiter.
fliege weiter nach berlin,
die haben alle 'ja' geschrien.


ترجمه با اندکى تغيير:
تومى ها (*)، يک کمى دورتر برين،
ما کارگر معدنيم، مگه نمى بينين؟
برين، برين تا برلين،
از اونجا «آره» رو شنيديدن.

(*) تومى لقبى است که آلمانيها در جنگ به انگليسى ها داده بودند.
اين شعر زبان حال مردم ايران است، با اين تفاوت که مردم ايران آرزو و اميد دارند که اصلاً کار به جنگ و درگيرى نظامى نکشد. اما خطاب مردم ايران به جامعه بين المللى، بى شباهت به سخنى نيست که کارگران معادن رور، به متفقين مى گفتند. مردم ايران نبايد بهاى ماجراجويى هاى حکومت را بپردازند. اين حکومت اسلامى است که جهان را به مبارزه طلبيده است نه مردم ايران. اگر قرار باشد جامعه جهانى جمهورى اسلامى را مجازات کند، اين مجازات نبايد دامن مردم ايران را بگيرد که به اندازه کافى از خود وجود جمهورى اسلامى مصيبت ديده اند. اگر قرار باشد کسانى «مجاهدت» کنند و بهاى اين مجاهدت را بپردازند، همان بهتر که آن کسان، احمدى نژاد، رهبرش و ساير مسئولان بحران کنونى در حکومت باشند. مردم ايران به مشى ماجراجويانه حکومت اسلامى «آری» نگفته اند و نخواهند گفت. بنا به گزارشى از يک نظرسنجى توسط يک ارگان حکومتى، اکثريت مردم ايران دستيابى به غنى سازى اورانيوم را هدفى ملى نمى دانند و طبعاً حاضر به پرداختن بهاى سنگين آن نيستند.
نيروهاى آزاديخواه ايرانى بايد با شعارهاى «نه به جنگ براى اورانيوم»، «نه به فقر براى اورانيوم» و «نه به انزوا براى اورانيوم»، پاسخ دعوت به «مجاهدت بزرگ» را بدهند. اين جنگ مردم ايران نيست، جنگ امثال احمدى نژاد است که بايد بهايش را نيز خود آنها بپردازند.

٢٢ اسفند ١٣٨۴

اضافه شده توسط سیامک فرید | ۲۰:۲۹ ۸۴/۱۲/۲۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر