English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


عین‌القضات، متفکر و عاشق (12)
[ادبیات] شخصیت انسان‌ها صرف‌نظر از آن‌که عارف باشند یا عاشق، اهل فلسفه باشند و یا جنگاوری در میدان نبرد، پدیده‌ی پیچیده و مرکبی‌است. این شخصیت، در دروان رشد خویش، از عناصر فکری و رفتاری متفاوتی بهره برمی‌گیرد. اما در بسیاری از انسان‌ها، گاه فقط یک جلوه‌ی فکری خاص در طول زندگی او، نقش فرادست را می‌یابد. در این میان، عین‌القضات که شخصیتی متلاطم از امواج فکر و حس و تپش بوده و یک‌دم، جان جوانش در دایره‌ی هستی آرام نداشته، به خوبی این شخصیت بسیار مرکب را در نوشته‌ها و سروده‌های خود، به نمایش گذاشته‌است. در جایی، انگار حکیم عمرخیام نیشابوری از وجود او سر برآورده‌است. در جایی دیگر، انگار این عارف بزرگ خراسان، احمد غزالی‌است که عمر دوباره کرده و همچون شاخه‌ی درخت توبای زندگی، طراوت دوباره‌ای بازیافته‌است. شگفت آن‌که او گاه در لحظاتی دیگر، نه عمرخیام‌است و نه احمد غزالی بلکه مرد شفاف و زلالی‌است به نام باباطاهر که هنوز هم در سحرگاهان زندگی، از بستر او بوی گُل، همه‌جا را می‌آکَنَد. عین‌القضات، همه‌ی اینان بوده‌است و هیچ یک از اینان نبوده‌است. اگر او شخصیت مرکبی همانند ابوسعید ابی‌الخیر داشت، بی‌تردید می‌توانست توطئه‌ی وزیر پُرکین سلجوقی را نیز از سر بگذراند. اما دریغا که جوانی و بی‌تجربگی او از یک‌سو و کمبود ترکیب وجودیش از خصائلی که ابوسعید ابی‌الخیر داشته، از سوی دیگر، موجب آن‌شده‌است که به دام کسانی بیفتد که بزرگ‌ترین قدرت آنان، قداست ذهن و تلاش در راه گسترش آن بوده‌است.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۵۷ ۹۰/۹/۱۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر